Followers

invocation

۱۳۹۱/۷/۲۵ ه‍.ش.

13.10.12



Blossom, October 13, 2012 

بلاسم   ۲۲  مهر  ۱۳۹۱

درود بر شما دوستان من. موضوع خنده داری شده که برخی از طرفداران شما نوشته می گویند که شما همیشه درباره عشق سخن می گویید و می پرسند کی موضوع بحث را عوض خواهید کرد؟  نظر شما چیست؟

درود و شادی بزرگ بر تک تک شما باد. ما چیز زیادی برای گفتن در این باب نداریم بجز آنکه بگوییم "شما را عاشقانه دوست داریم" با احترام کامل برای همهآنهایی که پیامهای ما را تکراری پنداشته اند بطور کامل متوجه موضوع نشده اندبنابراین نیاز به تکرار است!

بعضیها بسرعت می پندارند که روشن و نورانی شده اند و مکرر به دیگران گوشزد می کنند که افرادی بسیار عرفانی هستند … درحالیکه اینها همان روحهایی هستند که در مورد کسانی که به آنها پشت کرده اند منفی بافی می کنند. از این روی نیاز به تداوم کوبیدن مکرر بر طبل است و خواندن اینکه: عشق آنی است که شما هستید … تا آنکه آنرا دانسته (بفهمند) و بطور کامل بدان تبدیل شوید.

هنگامی که شما دیگربار به عشق باز گشتید … آنگاه شما یک فرد بسیار عرفانی خواهید شد. چون به بینید عزیزان ، یک فرد بسیار عرفانی تمایلی به افشای این امر به دیگران ندارد! زیرا بسیار عرفانی بودن ، فقط بودن است ( و نه گفتن)!

من شخصا با موضوعی که شما قصد گفتگو درباره اش دارید احساس راحتی می کنم. بندرت پرسشی شتابناک دارم … و در نهایت مسرت انتخاب موضوع گفتگو را به شما وا می گذارم. اگرچه … زمان زیادی تا آخر سال باقی نمانده … گرما در حال افزایش و قلبها در اهتزازند. شما خود چطورید و چگونه احساسی دارید؟

ما احتمال اختلالاتی را می دهیم که هر لحظه ممکن است روی دهند.

اختلالات ، این خبر کمی ناخوشایند است.

در حالیکه ممکن است شما روی درب اتاق خود بنویسید : لطفا مزاحم نشوید! این جمله بسادگی مفهوم : وقفه ای ایجاد نکنید … دارد. بنابراین ، می توان گفت … همه چیز خوبست … هر روزی (حتی حالا) ممکن است وقفه ای در روند عادی زندگی پیش آید و هنگامی که جریان جدید شکل گرفت … هرگز کسی متوجه تفاوت روند عادی گذشته و حال نخواهد شد.

هیجان آنگیز می نماید. می دانم بسیاری هستند که بسادگی به آسمان خیره شده و در خاموشی قلب خود فریاد می زنند: بیاورید آنرا! پس هرچه که منظورتان در این گفتار است ، اطمینان داشته باشید که بسیاری از ما در حال پیش بینی تدریجی آنند! 

ما می توانیم حقیقت را تداوم بخشیده و تکرار کنیم که: ما با عشق آمده ایم.

می توانیم خواستار عفو و بخشش شما درباره آنهای که با شیوه های بحث انگیز ناراحتیها و ناخوشنودیهای فراوانی ایجاد کرده اند باشیم.

می توانیم بگوییم که در نهایت افتخار  "جنگاوران نور" را که "شما هستید" کشف کرده ایم.

شما برای مدت زمان بسیار درازی بشکل تحت پوشش و مخفی بوده اید ، و در این روزهای نزدیک آینده … شما … بعنوان پدران ، مادران و اجداد آیندگان … بصورتی واحد و همبسته رژه خواهید رفت و روح شما نیز درک خواهد کرد … که شما تنها نیستید. 

بسیاری از شما بشدت احساس کرده اند که فراموش شده اندولی خیلی اشتباه فهمیده اند … هم اکنون به شما می گوییم که بدانید چه خواهد شد … که قلب های درون قلب شما با قدرت و نیرو به تپش افتاده بدانید و بپذیرید که چرا اینجا هستید (در این زمان ویژه). و تمامی احساساتی که حقیقت وجود شما را انکار کرده رها کنید.

از درون شما … فرد فرد شما … برخواهد خاست "آن شمایی که به اینجا (کره زمین) آمده اید برای کاری که باید انجام دهید" .

بیش از این پرسشی برای پرسیدن باقی نخواهد بود. بیش از این در توان اجرای ماٌموریت الهی خود تردیدی نخواهید داشت. این موارد نخواهند توانست در معادلات آینده نزدیک شما وارد شوند. 

چرا که ما می گوییم "هنگامیکه همه اینها روی دادند … توقفی برای شما وجود نخواهد داشت".

شما تفاوتی را در تنفس خود هنگام بیداری از خواب حس خواهید کرد. چه آنهایی که نتوانسته اند دلیلی برای وجود و موجودیت خود پیدا کنند … جهشی در گامها و تپش قلبهایشان خواهند داشت. 

اینک دنیای جدید  بسیار بشما نزدیک است. برای ما بسی مناسب است که آنرا بدینگونه برای شما شرح دهیم. شما چون یک آرشیتکت (مهندس معمار) هستید … نقشه بنا ترسیم شده … مهرها و تاییدیه های لازم در پایین نقشه هست … چراغ سبز شروع کار بشما داده شده و آنچه که مانده فقط "ساختن بناست". روی کاغذ همه چیز درست است. طراحی بی عیب و نقص است. آنچه که برای تحقق بخشیدن به این ساختمان مورد نیاز است "مصالح" است.

من احساس درستی از کلمه "مصالح" ندارم … می شود توضیح بیشتری دهید لطفا؟

سوٌال شما آن است که ما دقیقا امید داشتیم بپرسید. چون آنها را ما تدارک خواهیم کرد.

منظورتان از مصالح آجر و آهک که نیست؟

در حقیقت خیر. منظور ما تدارک آن مقدار "دلربایی اضافی" است بگفته شما … برای اینکه شخص احساس تفاوت را در درونش بکند … برای اینکه این جهان تازه را بسازد. 

هنگام پختن نان … عنصری مورد نیاز است که موجب شود نان در تنور پف کند. بنابر این شما می توانید ما را در این پروژه بنام آن عنصر ، "مخمر" بنامید. ما آن مقدار کمک اضافی را که امکان آن نشاط و شادی که باید ایجاد کند ، عرضه می کنیم.

آیا منظور شما عرضه نمودن "انرژی برتری" است؟ و اگر چنین است … چه شکلی بخود خواهد گرفت؟

ما می پذیریم آنچه که عرضه می داریم در شرایط کنونی به اشکال و راههای متفاوتی برداشت می شود. بنابر این بهتر است موضوع را روشن کنیم. "تغییرات قطعی قابل توجهی" روی خواهند داد … 

ما در باب روند تدریجی رویدادها سخن گفته آنرا نفی نمی کنیم. در عین حال اعلام می کنیم که چیزی در شرف وقوع است که می توان آنرا "نقطه شروع" نامید … "لحظه ای که همه چیز آغاز می شود" ، اگر مایلید آنرا بدین شیوه بنامید.

بلیعلاقمندم. می دانم که شما نمی توانید اسرار را درز بیان نموده موارد تعجب برانگیز را فاش کنیدبا این حال قلب من در حال دویدن است ولی احساس آرامی دارممنظورم احساساتم است!

کمی بیشتر توضیح دهیم. برای تکمیل این پروژهاخبار خیلی بیشتری زمانی که بطور کلی در آستانه و راستای تکمیل تر تصویر (رویدادها) قرار گرفتید فاش خواهد شد. ما فقط می توانیم بخشها و قطعاتی که در شرف آشکار شدن هستند عرضه کنیمآنهم در مواقعی که بطور کامل اطمینان حاصل کنیم که آن دانسته ها بدرستی فهمیده خواهند شدبدین سبب که بخش بعدی طرح و نقشه با موفقیت پی گرفته شود.

بگذارید اطمینانی مجدد دهیم که رویدادهایی که بوقوع خواهند پیوست … پس از فرو نشستن همه هیجانهای اولیه آنها … شما را به مراتبی بس بالاتر خواهد برد. آنگاه شما با خود خواهید گفت "آیا می توانند این رویدادها واقعی باشند؟"

در چه سطحی منظور شماست؟ ناراحت نشویدگفته های شما شامل هر چیزی از انتقال فیزیکی به نقطه ای دور در آن واحد گرفته تا خلق و بوجود آوردن

دقیقا. این شامل  هر چیزی می شود … و چنین است! در عین حال … شما متوجه شگفتیها نخواهید شد مگر آنکه قلبتان در شرایط صحیحی باشد. 

عشق … جایی است که قلب شما بدان تعلق دارد … جایی که در آن زندگی می کند. 

همچنانکه شما فرکانس حقیقت برتر خویش را حس می کنید … همچنانکه شما در آن جای می گیرید … بسیار شبیه آنست که شما منزل خود را به مکان جدیدی منتقل نموده شروع به کشف و شناسایی مکانهای مورد نیاز در همسایگی کنید (مثل مغازه ها و …) … تا در نهایت همه چیز بسان فرکانس قبلی برایتان آشنا شود … و شما آغاز به احساس هرچه بیشتر راحتی با آنچه که انتخاب به خلق نمودنش می گیرید ، خواهید کرد.

بسیاری از شما این دنیای جدید را در رویا می بینند … این "عصر زرین" را … در عین حال آن بسی برتر از رویاهای شماست. چون هنگامیکه شما به تعالی و تکاملی که روزی داشتید باز کردید … توانمندی خلق جهانی بس عظیم تر از برترین اندیشه های فعلی خود خواهید داشت. 

آنچه که شما خلق خواهید کرد ای عزیزترینان … احساس کودکی را در شما بوجود خواهد آورد که به دیدن کیک و ژله و بستنی روی میز چشم چرانی می کند!

ببخشید! این قیاس کمی عجیب است.

آیا فراموش کرده اید گفتار کودکی را وقتی که چنین می کند؟

نه. آنها نمی دانند کدامیک را اول انتخاب و در بشقاب خود بگذارند.

و تمام مطلب همین است!

ممکن است اضافه کنیم … گروههایی تشکیل خواهند شد. روحهای ماهر خاصی برای خلق افکار خلاقه خود گرد هم خواهند امد. شور و نشاط فراوانی خواهد بود. شادی بسیار فراوان.

بخاطر بیاورید وقتی که پروژه جدیدی را شروع می کنید … علاقه و تصمیم کودکی را دارید که راه رفتن می آموزد.

این (احساس متعلق به) شما خواهد بود … البته هزار برابر آن. قلب شما به فاز تازه خود وارد و همه آنچه را که باید ، در نهایت شوق انجام می دهد … و اینرا بشما می گوییم … گرانبهاترین هدیه … در تمامی این فاز نو … آنست که … هیچ یک از اینها این احساس را ایجاد نمی کند که برای خدمت بخود صورت گرفته اند. همه اندیشه ها و اعمال "با عشق" و "برای دیگران" است.

هرچه که به ذهن شما می رسد امکان "احساس و درک" در سطحی متفاوت دارد … دقیقا آنچه که برای دیگران می خواهید.

مجسم کنید که شما یک گلوله پشمی نتابیده هستید … هنگامی که رویدادها رخ دادند … تمام بافته ها ردیف به ردیف شکافته می شوند … آنگاه همگی شما بصورت گلوله پشمی نتابیده و هم شکل می شوید. در واقع شما همیشه همین پشم بوده اید … در حالیکه اکنون … همگی بهم پیوسته ، یک وجود واحد (گلوله پشمی) خلق کرده اید!!
(این مثال در فارسی مفهوم چندان زیبایی ندارد!!).

فکر کردم شما می خواهید بگویید که یک جلیقه خلق کرده ایم! آه ! من هرگز علاه ای به آن شماره های مربوط به بافتن نداشته ام!!!
(بلاسم هم از این مثال زیاد خوشش نیامده!!!).

همه آنچه که ما اینک بشما می گوییم … بشما قول می دهیم … احساس لازم را طی روند روزهای آینده در شما بوجود خواهند آورد. وقتی شما از زمان و شرایط آینده خود به گفتار ما رجوع کرده آنها را دیگر بار بخوانید ، بشدت متعجب خواهید شد از صحت و درستی گفته های ما ، و در عین حال … در این لحظه از زمان … شما فقط می توانید انها را مجسم کرده یا حدس بزنید.

شما ممکن است ندانید دقیقا چه اتفاقی در ابعاد فیزیکی در آینده شما رخ خواهند داد … در حالیکه همه آنچه که شما باید بکنید اینست که چشمهای خود را بسته … گفتار ما را بعنوان حقایق حس کنید … در این حالت بخش غیرفیزیکی شما در آنجا حاضر خواهد بود. چه شما قادر به حس کردنش خواهید بود. پس شما می دانید … که در عین حال ، زمان شما به زمان نیاز دارد تا بشما برسد (اندیشه و احساس شما جلوتر از زمان است)!

از زمان گفتید … بنظرم برای امروز تمام شده.

در "هر چیزی" وجود دارد … "عشق" … هنگامی که شما این "حقیقت" را "دانستید" … ارتعاشات شما با "عشق" خواهد بود که در "همه چیز" موجود است … بخودتان اجازه دهید که "هیچ نباشید" بجز "عشق".

عاشقانه دوستتان دارم. متشکرم … از صمیم قلب … متشکرم.   
 Website: Blossom Goodchild

  Translator: Behi
Email:arcturian.nation@gmail.com 

۱۳۹۱/۷/۱۷ ه‍.ش.

05.10.12



Blossom, October 5, 2012 


بلاسم  ۱۴  مهر  ۱۳۹۱

سلامی دوباره بر شما. می دانم که ساختن جهان جدید بعهده ماست ، و بنظر می رسد که بیشتر علاقمندم احساس کنم زندگیم را بر مبنای خواستهای خود و نیز بهبود زندگی همگان می گذرانم. با این حال ، فکر می کنم که چه خوب می شد اگر شما چیزی برای مجسم کردن درباره آنچه که ما برای بوجود آوردنش تلاش می کنیم ، بما می گفتید. این ممکن است یاریمان دهد کمی زودتر به هدف برسیم!

ما در عشق و سپاس برای گفتگوی امروزمان به اینجا آمده ایم. بسیاری از شما انرژیهای زیاد و شدیدی در جو احساس می کنند. و ارتباط ژرفتری با خویشتن اعلای خود برقرار می کنند … بهمین دلیل شادی بیشتری بطور منظم حس می کنند. اگر این احساس شادی نیست پس سپاس است ، اگر سپاس نیست صلح و آشتی است.

این احساسها با یکدیگر متفاوتند … و نیز برای آنهایی که می گویند * احساس من این نیست. من احساس بد بختی می کنم* … سخن ما اینست که شما اجازه داده اید که شدت این انرژی برتر آنچه را که باید از شرش رها شوید بیرون آورد. وقتی از فشارهایی که به سود شما نیست آزاد شدید … شما هم شادی که ما درباره آن صحبت می کنیم ، حس خواهید کرد.

پیشنهاد می کنیم وقتی این شادی را حس کردید … آنرا در وجود خود بکارید … با به رسمیت شناختن آنچه که بیان می کند. این قابل توجه ترین احساس در تمامی وجود شماست که بشما تقریبا احساس جهیدن خواهد داد. 

بدانید همه آنچه که حالا بدین شیوه حس می کنید تازه شروع کار است … و این شادی در وجود شما گسترش یافته … و روزهای خود را بگونه ای شاد خواهید یافت که هرگز انتظارش را نداشتید … بدلیل شادی و لذتی که لحظه به لحظه حس خواهید کرد … که هنوز در درون خود آنرا  کاملا درک و تجربه نکرده اید.

همچنین متوجه خواهید شد که احساس شما نسبت به دیگران نیز در عشق گسترش یافته. این مهم یک تندرستی عمومی در شما بوجود می آورد که باید قدر آنرا دانست چه این یک رویداد طبیعی و مرتبط است به قلبهای کسان اطراف شما. 

این امری عالی است و … آه ، چه آسان است افزایش ارتعاشات (نور و عرفان) کره زمین وقتی شما چنین کنید. ما متوجه شده ایم که بسیاری از مردم مسایل مشکلی دارند و اجازه داده اند که افکارشان در ترس و تردید کوههایی بر سر راهشان بسازد. 

در حالیکه سادگی کلید کار است.

عشق کلید کار است. 

احساس عشق دقیقا همه کاریست که باید بکنید … در هر لحظه … درباره همه چیز … و درباره هر روحی. 

چه رهایی شگرفی است اگر همه نگرانیها را از خود دور کرده بسادگی اعتماد کنید که همه چیز خوبست و همچنان به خوب بودن ادامه خواهند داد. 

چه با شکوه است احساس اینکه وجود شما براستی بپذیرد که شما اینجایید که عشق باشید تا وظیفه خود را (که برای آن در این دوران سرنوشت ساز اینجا هستید) انجام دهید. 

عزیزترین دوستان ما … ما با تمام توان با آوازی که قلبهای شما می خوانند هم نواییم. سپیده صبح دوران جدید مقابل ما و بسیار هیجان انگیز است. 

در واقع در بسیاری سطوح هیجان انگیز است. پس ما می توانیم تغییراتی را که بسرعت در درون ما روی می دهند حس کنیم. چه سرعتی تغییرات در خارج از ما خواهند داشت؟

سرعت تغییرات بستگی به دانستن شخص دارد. وقتی کسی بپذیرد که در دورنش بیدار شده و ارزش آنرا درک کند ، با سرعت رو به افزایش تکنولوژیها و سیستمهای پیشرفته در زندگی او جای خواهد گرفت. آنگاه شما خیلی از آنچه که زمانی می دانستید بخاطر خواهید آورد. بنابراین وقتی حافظه شما فعال شد ، همه دانسته های شما بسرعت در مقابلتان شکل خواهند گرفت. 

آیا منازل ما ، درختان ، پارکها و دریاها و غیره … همه تقریبا بهمین شکل در مقابل ما ظاهر خواهند شد؟

در نهایت ظاهر آنها متفاوت خواهد بود. خانه های شما بر مبنای نیازها و راحتی شما خواهند بود. حمل و نقل شما بسیار پیشرفته تر از آنچه که اکنون دارید خواهد بود. 

تغییرات مربوط به مادرتان کره زمین … بلی چیزها اشکال متفاوتی خواهند داشت چون تازگی خیلی زیادی در آن بوجود خواهد آمد و خاکی بسی غنی تر و آبی خالص تر خواهد داشت. رنگها در اطراف شما همین هایی که اینک دارید نخواهند بود … و طلوع و غروب خورشید برای شما ، با تمامی سایه روشنهایش خود را بمنظور افزایش شکوه و جلال دورنی شما عرضه خواهند داشت. 

در زمانی کمی بیشتر … همانگونه که ابر سفید گفته است … یکپارچگی و پیوستگی شما با ساکنان کرات و جهانهای دیگر امری طبیعی و روزمره خواهد شد … و گذراندن تعطیلات محدود به کشورهای روی سیاره خودتان نخواهد بود.

راههای زیادی برای مراوده وجود خواهند داشت از جمله آموزش فرهنگ و آداب مردم یک کره به مردم کره دیگر. و البته همانگونه که گفتیم این امر برای آینده بسیار نزدیک شما نیست

صادقانه بگویم تصورش هم بسیار مشکل است. با این حال اطمینان دارم قضایا شبیه همین حالا خواهند بود. از زمانی که کامپیوتر وجود نداشت خیلی زیاد نگذشته … حالا  نگاهمان کنید! فرض من اینست که ما گام به گام به همه تازگیها خو خواهیم گرفت. 

در حقیقت. بسیار اهمیت دارد که شما بخاطر بیاورید هر چیزی عرضه می شود بخشی از طرح و نقشه است و چیزی که خارج از توان شما باشد  وجود نخواهد داشت. صرف نظر از شیوه عرضه شدنش در آن زمان. 

این جملاتوقتی شما بدینگونه حرف می زنیدمی تواند فکر را غلغلک دهد

فقط اگر شما از دیدگاه ترس بدان بنگرید. ما بار دیگر باید در این باب بگوییم:

چیزی برای ترسیدن وجود ندارد. هیچ چیز.

با این حال وقتی شما می گویید *چیزی که خارج از توان شما باشد وجود نخواهد داشت . صرف نظر از شیوه عرضه شدنش در آن زمان* … طبیعی است که کمی بترسم ، چون این معنی همه چیز می دهد!

دقیقا … و همینطور است! با این حال حرفی است که تکرارش می کنیم.

هر چیزی ممکن است روی دهد … با تمام این احوال هنگامی آن … هرچیزی … روی داد … بدانید که همه چیزی خوب است.

بدانید که این بخشی از طرح است که شما را بسوی بخش آتی سوق دهد … و آنگاه بخش بعدی و بعدی و بعدی …

همه کاری که شما باید در تمامی این احوال بکنید … اینست که در عشق باشید.

آیا می فهمید چه می گوییم؟

بلی. من می فهمم. و تمامی تلاش خود را خواهم کرد که آنرا حالا و همیشه بخاطر بیاورم. 

این تغییراتی که در همین لحظه در کره شما روی می دهد در همه کرات دیگر بسیار مشهور است. ما هم به اندازه شما مشتاقیم که شاهد و ناظر ورود کره زمین به فازهای مختلفش باشیم. همه چشمها به مادر شما کره زمین دوخته شده. همه انرژیها به آن فرستاده می شود. ما می دانیم که همه چیز خوب خواهد بود و در عین حال در آماده باش کامل هستیم تا اطمینان حاصل کنیم همه چیز به راحتی و همواری که باید پیش برود. هستند کسانی که برای مدتهای مدید ، هر لحظه عمرشان را … دعا می کنند این امر بسادگی و فضل صورت پذیرد.

آه چه شادی بزرگی وقتی این انتقال انجام شود. 

با این حال این امری تدریجی خواهد بود ، درست است؟

تا کنون چنین بوده و بهمین شیوه نیز تداوم خواهد داشت ، بگذارید بدینگونه بگویم:

وقتی کسی به مدرسه می رود … هر سال به کلاسی بالاتر می رود. در هفته های نخست کلاس جدید … شخص می تواند کمی احساس عدم تطابق با کلاس کند ، چون آنها فنونی در سطحی دیگر فرا می گیرند و چیزها در جاهای معمول خود نیستند. شاید آموزگاران جدید … محیط جدید … در حالیکه … زمین بازی ،  زمین ورزش و سالن اجتماعات همان قبلی ها هستند …  چیزی تازه و نا آشنا مخلوط با چیزهای قدیمی و آشنا خواهند بود وقتی کسی به کلاسی بالاتر می رود. پس از چند هفته شخص دوباره حس می کند همه چیز درست است و او به آن کلاس تعلق دارد. آنها احساس راحتی و آسانی کرده وقتی به کلاس سال پیش می نگرند … دانش آموزان بسی کم سن ترند و شخص حس می کند که مشکل می تواند تصور کند او هم روزی مثل آنان بود!

در این دنیای نو ، ای عزیزترین دوستان … هر نفسی که می کشید از عشق خواهد بود برای وجود خودتان و همه.

دوباره … تصورش سخت است. خوب من می توانم تصورش را بکنم … در عین حال مشکل بشود دریافت که روزی به حقیقت خواهد پیوست ، چه بسیاری از مردم بشدت عادت به مبارزه دارند. 

جهان شما گرفتار رگبارهای شدید دروغهای کسانی است که نیاز ناامیدانه ای به کنترل دارند … و زیبایی آنچه که واقعیت دارد از شما پنهان داشته اند. وقتی شما زیبایی ها را خودتان تجربه کردید … هنگامی آزادی را حس کردید … آنگاه هیچ ایده ای نخواهید داشت که چه چیزهای پنهانی شما را بخود مشغول داشته … احساس آزادی چگونه است … ای روحهایی که عاشقانه دوستتان داریم وقتی براستی آزادی را حس کردید … شاد خواهید شد بسی فراتر از آنچه که اینک از شادی می دانید.

خواهید فهمید چرا روح شما باید تمام آن مبارزات و تحولات و ضرب و شتم و کبودی ها را پشت سر می گذاشت.

همه چیز برای شما مفهوم پیدا خواهد کرد و چقدر شاد خواهید شد که بدانید اگر چه در زمان رویدادها نمی دانستید … ولی هر لحظه آن ارزش کامل خود را داشت. 

و همه آنچه که می گوییم واقعیت دارد!

همه چیز در شرایط بهتری قرار خواهد گرفت بواسطه این تغییرات و تبدیلها که شما اینچنین شجاعانه برای انجامشان به اینجا آمده اید … از معتبرترین مکان ها (و کرات).

آه شمایی که عاشقانه دوستتان داریم … لحظاتی چند بیاندیشید … حس کنید عظمت آنکه چه کسانی هستید و چه خواهد شد. 

این مهم را حس کرده بگذارید که قلب شما سخن بگوید. روح شما با حبس کردن نفس در سینه شما ، به برسمیت شناختن این واقعیت واکنش نشان خواهد داد. 

توانمندی که در این طرح شکل می گیرد … نیروی تحرکی که در حال انباشته شدن است … همبستگی روحها در عشق که ارتعاشات این شادی را بوجود می آورند … همه این ها همان چیزهایی هستند که باید بشوند. 

ما طبق برنامه پیش می رویم. ما در راستای ستاره ها و کرات هستیم. ما در راستای یکدیگر (با شما) هستیم.

هر وقت که ممکن است بروید بیرون و دستهای خود را تا آخر در طرفین شانه هایتان باز کنید … قلب خود را بروی آسمانها باز کرده سپاسگزارید. اگر هریک از شما چنین کند ، بسی عمیق تر به یکدیگر مرتبط شده و به این همبستگی بسان تنی واحد قدرت می بخشید. 

حس کنید آنرا … بدانید آنرا … بدان عشق بورزید. چون همه اش همین است. 

بدانید ما هم انرژی که شما می فرستید حس می کنیم چون ما هم در عشق با شما بسان تنی واحد هستیم. شیوه دیگری وجود ندارد.

چون فقط عشق است که وجود دارد.

این همه چیزی است که وجود دارد و همیشه نیز چنین خواهد بود. 

عشق … عشق … عشق … عشق … عشق.

حقیقت آنرا حس کنید.

خودتان حقیقت آن باشید.

خودتان باشید (که همه از عشقید).

عشق باشید.

فهمیدم! همه را عاشقانه دوست دارم. در عشق و با تشکر.

در حقیقت. و منظور ما معنی واقعی همین کلمه است … در عشق باشید … براستی و نیرومندانه. 

  Translator: Behi
Email:arcturian.nation@gmail.com 

2012


با زیر نویس فارسی Click the video button CC to choose your language subtitles