Followers

invocation

۱۳۹۲/۲/۳۰

10:05:2013


Blossom Goodchild - May 10, 2013

بلاسم گودچایلد- 20 اردیبهشت 1392

سلامی دوباره "به آنجا"! می دانم که از تیم شگفت انگیز مترجمین مجراهای کهکشانی (Galactic Channeling ) مطلع هستید. خیلی از آنها می گویند احساس می کنند هنگام ترجمه، شما در کنار آنها هستید. آنها از من می خواهند که در صورت امکان سوالاتی را از شما بپرسند و این موجب خرسندی من خواهد شد که بتوانم در قبال کارهایی که آنها برای ما انجام میدهند، کاری کنم.

صبح بخیر به تو و همگی. در حقیقت موجب خرسندی است و ما تمام سعی خود را برای ارائه پاسخهای دقیق، خواهیم نمود... تا از سردر گمی، جلوگیری شود.

عالیه. متشکرم. اولین سوال، مربوط به تغییرات ویژه ای است که در کالبد فیزیکی و یا علائمی که در جسم ما در هنگام عروج و افزایش فرکانس ارتعاش ما رخ می دهد می باشد، در صورت امکان راجع به این علائم و عملکرد آنها توضیح بفرمایید؟

خب، ما مایلیم که موضوع را اینگونه مطرح نماییم. همانگونه که می دانید جسم شما، معبد شما است (معبدی برای روح). آن جایگاهی برای تجربیات همین زندگی تان است. (روح) در طی دورانهای بسیار، جسمهای بسیاری بخود گرفته است (اشاره به تناسخهای مکرر روح)...  که موجبات زحمت و نیازمندی های بسیاری گردیده است! نیازهای جسانی شما در فست فودها و نوشابه ای گازدار یافت نمی شوند. در اقسام گوناگون اعتیادها هم یافت نمی گردد... آنها را صرفا در طبیعت می توان یافت. آنها از دل زمین مادر می روید (گیاهخواری). از درختان نشات می گیرد... با این حال حس می کنیم بسیاری از چیزهایی را که ما می گوییم، آنها از قبل می دانند.

بله، در واقع جسم شما در حال تغییر به سوی آن انرژی نورانی تر می باشد. آن بخش نورانی تر شما. از شما درخواست می کنیم به آنچه که جسم تان به شما می گوید، گوش دهید... زیرا مصلحت شما را بهتر می داند... با این حال، خیلی ها مایلند که به این نجواها توجهی نکنند. (بنابراین) شخص به وضعیتی دچار می شود که مطلوب وی نبوده است و به چیزی معتاد می گردد که اگر به معبد(جسم) او وارد شود، هیچ نفعی برای او در پی نخواهد داشت. فرد همواره در پی آسایش جسمانی خویش است. البته آنها حق انتخاب دارند و هر کسی اختیار خود را دارد. ما پیشداوری نمی کنیم، از این رو دیدن کسانی که نسبت به "فراوردهای طبیعی" واکنش مثبت نشان می دهند تا از این خانه باشکوه که منزلگاه روح است به کمال دست یابند، بسیار هیجان انگیز است.

تغییرات بسیاری، ظرف مدتی مدید پدید خواهد آمد. این تغییرات ممکن است واکنشهایی از قبیل سردرد، بی حالی، درد و رنج، گردن درد (زیرا بلندتر است)... و بیش از اینها را در پی داشته باشد. اما اینگونه نیز نباید بیاندیشید که اوه، در این مورد نیاز به انجام کاری نیست، اینها "علائم عروج" هستند... اما اگر وقت گذاشته و به خود "غذای خالص" (طبیعی) بدهید، درخواهید یافت که بسیاری از این دردها ناپدید خواهند شد.

می پرسید چگونه درمان می شوند؟... عشق... با اندیشیدن از روی عشق خالص. اینها از نوع بیماری هایی که زندگی را به مخاطره میاندازند نیستند... کاملا برعکس، آنها واقعا در راستای سلامتی می باشند... اینها (امراض) "جدی" و ناتوان کننده ای که خیلی ها به آنها مبتلا میگردند، نیستند. فرایند تغییر می تواند اندکی ناخوشایند باشد... با این حال هیچکدام از این علائم به آن حدی نیست که موجب ناتوانی شخص بشود. بسیاری از این رخداد های درونی بطور تدریجی می باشد، بگونه ای که شما حتی متوجه آن هم نخواهید شد!

شما مشغول انجام کارهایی هستید که موجب ارتقایتان گردیده و برایتان منفعت در بر خواهد داشت و این (پدیده های) تازه، احساس سبکی بسیار بیشتری را برایتان به ارمغان خواهد آورد.  گامهایتان سبکتر شده و احساس آزادی بیشتری در حرکات خود خواهید نمود... می شود گفت... احساسی متفاوت.
گام نهادن در مسیر پذیرش این تغییرات، کاملا به خودتان بستگی دارد. شما نمی توانید در جهت عکس آن گام بردارید و همچنانکه که عملکردهای طبیعی جدیدتان جایگزین می شوند، در میابید که تمایل شما به تغییر در عادات غذایی، بیشتر میگردد.

با اینکه ما می گوییم مدیتیشن می تواند در این میان به دید شما کمک کند... اما واقعا به آن بعنوان یک امر الزامی نگاه نمی کنیم. البته این تغییر، تغییر عظیمی است اما خیلی ها در خلال روند این تغییرات فیزیکی، آنرا  ناشی از عوامل دیگری می دانند... بنابراین از "علائم عروج" خرده می گیرند.

واقعا جالب است! 

دوستان عزیز... حلزون را در نظر بگیرید... او خانه اش را بر پشت خود حمل می کند. روح شما تا جاییکه مقدور باشد، در هر یک از اقامتهای (تناسخات) خود، فرم انسانی را بر می گزیند. روح هر چه بیشتر فرم انسانی بخود بگیرد، شادی بیشتری خواهد داشت. غالب این حسها مشترک است. از لحاظ ذهنی، ممکن است چشم شما به یک شیرینی کماج یخی بیافتد و آنرا هوس کند... در حالی که، آن (صرفا) مقداری شکر دستکاری شده... شکر فرآوری شده است. اما، روح شما در صورتی که به آن شانس انتخاب داده شود، سیب درختی آبدار را ترجیح می دهد... ضمن آنکه متاسفانه در آن لحظه براحتی در دسترس نمی باشد.

با این حال انجام می شود. شما بیشتر و بیشتر از نحوه عملکرد جسم خود، آنچنانکه باید باشد، مطلع خواهید شد.  شما به موضوعاتی نظر دارید که هیچ نفعی برایتان ندارند و تغییری در عادتهایتان ایجاد نمی نمایند. این کمال خرسندی است ... که از آنچه که بدرون خود میریزید، آگاه باشید، همگام با شناخت این تغییرات، یقینا آنها در ظاهر بیرونی شما نیز نمود خواهند داشت و موجب نورانیت شما خواهند گردید.

بدنهای جدیدتان دیگر نمی تواند پذیرای سموم باشد و آنها شما را از لحظه پدید آمدنشان، مطلع خواهند ساخت. گاهی در مورد یک غذای خاص، به طریقی به شما کمک می کند تا دریابید که دیگر بیش از این، این غذا مناسب شما نیست و بسادگی آنرا "رد" خواهد کرد.

برای اختمام این موضوع باید بگوییم که بهترین راه برای ایجاد هماهنگی، "گوش سپردن" است. بدانید که آن هنگام، هنگام آسایش است، بدانید که آن هنگام، هنگام تفریح است. بدانید که آن هنگام، هنگام عیش است و آگاه باشید که هرآنچه که از روی غریزه انتخاب میکنید تا در اختیار داشته باشید... برای جسمتان... درخدمت شما خواهد بود.

از این بابت بسیار سپاسگزارم. یک چیز دیگر! آیا امکان آن هست که ما با دوستان کهکشانی خود، مثلا با شخص خاصی، در خوابهاها و مکاشفات خود در تماس و گفتگو باشیم.

(نیازی به) پرسش نیست. این اتفاق بیش از آنکه فکرش را بکنید روی می دهد. بسیاری، بسیاری از شما، گفتگوی خصوصی با ما خواهید داشت. این گفتگوها همیشه برای منظور خاصی نیستند... همه آنها می توانند به اشتراک گذاشته شوند. خیلی ها ترجیح می دهند که آنها را برای خود محفوظ بدارند. برخی نیز آنها را صرفا با گروههای کوچک درمیان میگذارند. عده ای نیز از خود می پرسند که آیا واقعا با ما در تماسند یا این زایده خیال آنها است.
از سوی دیگر، بسیاری از شما... عمیقا در اشتیاق گفتگوی با ما هستید... ضمن آنکه احساس می کنید که شایستگی آنرا ندارید... می اندیشید، که چرا با آنها در تماس هستند؟ و چرا با ما نه؟ قطعا ما با شما در خوابهایتان در تماس هستیم. گاهی ممکن است قبل از به خواب رفتن، یک بارقه نور ببینید... شما متعجب خواهید شد که چه مکالمه طولانی (در حین خواب) داشته اید!
دوست داشتنی بنظر می رسد. با این حال... می دانم که خیلی ها مایلند که شواهد ملموس تری در دست داشته باشند که با شما در تماس هستند.

پس باید اندکی صبور باشند. ما بیش از خودشان، از نیازهایشان مطلع هستیم... این را همین جوری نمی گویم... زیرا حضور ما بصورت "آگاهی بدون واسطه" (حضور در لحظه) می باشد. بعضی از شما نیز در تعجبید که چرا ما در جهت اصلاح مشکلات، گامهای فوری بر نمی داریم. دلیل آن این است که قوانینی وجود دارد که باید به آن احترام گذاشت... قوانین جهانی. اینطور هم نیست که ما تا آخرین لحظه منتظر بمانیم... ما همچون ابر قهرمان گام بر می داریم!... نمی بینید؟... تازه این همه ماجرا نیست. با این حال بسیاری به این شکل متوقعند و اینگونه می اندیشند، بزودی همه چیز درست میشود و شما به سوی درکی بیشتر، پیش میروید... بسوی جهانی بهتر.

عزیزان... بله، ما تکنولوژیی در اختیار داریم که از طرق مختلف، فواید بسیاری به شما خواهد رسانید. بله، قصد ما داشتن "یک چشمه پاک" است... با این حال تکامل معنوی شما را شامل نمی شود! ما نمی گوییم که قادر به کمک به شما نیستیم. می توانیم و خواهیم کرد. اما زمان آن هنگامی فرا خواهد رسید که روحهای ساکن زمین، آمادگی لازم برای همکاری را کسب کرده باشند.

ما همچنانکه به بلاسم توضیح می دهیم، افکار شما را نیز می خوانیم ... زیرا ما حضور داریم... نداریم؟
در واقع بسیاری از شما در حال هدایت به این مسیر هستید. شما می توانید تغییرات را در درون خود احساس کنید و شواهد بیرونی آنرا مشاهده نمایید.

برای ما بسیار حائز اهمیت است که این انتقال عظیم، با دقت و به نفع همه صورت گیرد.
پیچیدگی های فراوانی وجود دارد که خیلی ها حتی قادر به تصور آن نیستند.

ضروریست که آن (انتقال) "به نحو احسن" انجام پذیرد و زمانبندی مهمترین چیز است. براستی خیلی ها بدلیل عملکرد کسانی که هیچ تعهدی نسبت به کمک نداشته و در آخرین لحظات موضع خود را تغییر دادند... دچار یاس شده بودند.
ما شما را در معرض خطر قرار نمی دهیم.

به طور کلی، عملی که از روی اندیشه صورت نگرفته باشد، منجر به این می شود که همه چیز را به مسیر اشتباه منحرف می کند.

عزیزان، ما از عمیقترین مکان آگاهی به شما می گوییم...
شما نباید ناامید شوید.

شما نگرانید که این نقشه ها بر روی تابلو مانده و هیچگاه به مرحله اجرا نرسند.
آه که اگر فقط می توانستید ببینید... اگر فقط می دانستید!

راجع به آن برایمان بگویید!! حدس می زنم... می دانیم که خیلی ها هنوز در خوابند... اما برای آن عده از ما که بیداریم... آیا می توانید ترتیب یک سفر کوتاه مدت چند روزه یا همچین چیزی را بدهید؟ شما می گویید که خیلی ها در خوابهایشان با شما ملاقات می کنند و بسیاری نیز تجربیات خود را یاداشت کرده و آنها را بیان می کنند... پس این کار شدنی است... فقط در مقیاسی بزرگتر؟ کسی از شما مدرکی نمی خواهد... بلکه درخواست یک "مشاهده عینی" را دارند!

مشاهدات عینی ارائه می گردد. اما هنگامی که (پس از مدیتیشن) به این بعد باز می گردید، از ذهن شما محو می گردند.

یا اینکه پاک می شوند! اما اگر ما نتوانیم سفرخود را به خاطر بیاوریم، دیگر تعالی بخش نخواهد بود. این مانند آن سفرهایی که از آنجا آلبوم عکس همراه خود آورده و آنجا را دقیقا می شناسیم، نیست. مشکل ما همین است دوستان... مطمئنا با تمام توانایی هایی که شما دارید... "جزئیات" بیشتر، "مشاهدات" بیشتر قابل نشان دادن است. خیلی ها خسته شده و گروه را ترک کرده اند... اینجا، این پایین بودن راحت نیست. (حتی) "حضور" در اینجا به مدت کم نیز، ما را بسیار ارتقا می بخشد. می دانم قبل از آنکه به اینجا بیاییم، آنجا را می شناختیم... ولی بعد از آن دیگر نه... و از اینجا به شما گزارش می دهیم... از شما میخواهیم که در پی ارتقای ما باشید. این پایین وقتی یکی از اعضا خانواده خسته می شود، دیگری پیشنهاد کمک میدهد...
شما خانواده ما هستید... و ما از دوستان خود (شما) تقاضای اندکی مساعدت داریم!

با این حال، علیرغم صحبتهای تو بلاسم... از آگاهی شما، خبر داریم... خیلی ها گفته های ما را می خوانند... همه چیز بر طبق نقشه پیش می رود.

خوش بحال انهایی که از نقشه خبر دارند. ما که بیشتر در تاریکی رها شده ایم...

اما می دانید که اینطور نیست. نمی توانید باشید. شما از نور هستید! شما از درون می دانید... شما می دانید! به همین دلیل است که ادامه می دهید... زیرا یک روز... این قسمت از نقشه به سرانجام خواهد رسید... و وارد فاز کاملا متفاوتی از بازی خواهید شد و این دغدغه ها دیگر بیش از این در سیمای شما مشاهده نخواهد شد.

ما شما را تحسین می کنیم... ما شما را دوست می داریم...

ما باید گفته های شما را به روی تابلو (نقشه) ببریم. زیرا از آنجاییکه ما در واقع در آن ارتعاشات پایینتر زندگیهای پی در پی نداشته ایم، همواره همه چیز را نمی توانیم درک کنیم.

آه! من فکر می کردم داشته اند.

صرفا در یک سطح ارتعاشی ... که در کلام نمی گنجد.

می دانم که وقت (امروز) رو به اتمام است... امروز کمی خنده دار بود... با این حال من نیاز دارم که کمی روشنتر شوم، من سرنخی از شما بدست نیاوردم و متقاعد نشدم ... فقط مردم را بر سر دوراهی گذاشتیم.

این کاری است که بخاطر آن به اینجا آمدی، بلاسم.

خوشبختانه من در ایام مدرسه این را نمی دانستم. متصدی زندگانی من (آنکه سرنوشت من را رقم زده) کمی مشکل داشته!

خانمها و آقایان... شما بسیار نزدیکتر به آنچیزی هستید که مدتهای مدید در اندیشه آن بوده اید.
کار عاقلانه این است که حداکثر تلاش خود را برای رسیدن به صلح و عشق درونی انجام دهید. آنرا درون خود حفظ کنید... موهبت بزرگی برای روح شما خواهد بود... هنگامی که بازی آغاز گردد!

(البته) با عنایت شما... همگی ... با عشق و متشکرم!

مترجم: سعید

۱۳۹۲/۲/۱۸

24.04.2013





Blossom, April 24, 2013 
 بلاسم گودچایلد- 4 اردیبهشت 1392



صبح بخیر. چند نفری در نوشته های خود از من خواسته بودند که از شما بپرسم آنها چطور می توانند با شما، راهنمایان (روحی) خود و فرشته ها، ارتباط برقرار سازند. می دانم که قبلا نشانی آنرا داده بودیم و می دانم که بهترین کاری که میتوان انجام داد، مدیتیشن است. با این حال متعجبم، اگر برایتان مقدرو است جزئیات آنرا بیشتر توضیح دهید، چرا که میدانم خیلی ها از انجام آن خسته شده و احساس می کنند که از این طریق هیچ ارتباطی برقرار نمی گردد.
شما تو چه دنیای عجیبی زندگی می کنید. آیا واقعا نمی توانید ببینید؟... دیدن این همه زیبایی در این راهی که تا پیش از این ممکن نبود؟
منظور شما را می فهمم... بنظر میرسد انرژی آسمان، در واقع ستارگان و صفای پیرامون آنها  بگونه قابل توجه ای تغییر نموده است.
به همین دلیل است که ما به خود نهیب می زنیم تا به آنهایی که هنوز نتوانسته اند در زمین ارتباطی برقرار سازند، کمک شود. بگذارید بهترین توضیح را درخصوص سوال شما، ارائه دهم. هنگامی که شخص در آرامترین حالت ذهنی قرار دارد... انرژی نشات گرفته از وجود او، با انرژی که در صدد اتصال با آن می باشد هم راستایی بیشتری دارد. هنگامی که فرد دچار استرس باشد، خطوط (ارتباطی) او قطع شده و به بیراهه میرود.
می دانیم که خیلی ها به قصد ایجاد ارتباط، خود را در حالت آرامش قرار می دهند، اما با این حال هنوز هم احساس می کنند که "هیچ کس در خانه نیست". در حالیکه ما حضور داریم. آنچه را که شخص باید بپذیرد این است که فاصله ای بین ما نیست... اینطور نیست که یکی در استرالیا باشد و دیگری در انگلستان. همانگونه که قبلا گفته بودم، ما یک "دم" از شما دوریم. در هر صورت آنچه که بین ما وجود دارد، توده ای از میادین انرژی می باشد! مایلیم آنها را به خطوط ناخوانا" و بیشتر به "درهم و برهم" تشبیه نماییم، "ناخوانا" شباهت کمتری به یک ارتباط شفاف دارد.
خطوط انرژی شما باید تا حد امکان، جاری باشد. بنابراین مایلم پیشنهاد کنم که آنرا تجسم کنید تا ایجاد شود. البته بهترین روش آن به حالت "مستقیم رو به بالا" می باشد. اول از همه، تصور نمایید که پرتوی از نور از بالا بر فرق سرتان وارد میشود. و مستقیم به قلب وصل می گردد. سپس اجازه دهید (همراه) با گردش خون... تما بدن را پر کند. پس از آنکه این کار صورت گرفت... تصور نمایید انرژی خلق شده، به قصد اتصال با فضا، از همانجایی که آمده بود، مستقیما به بالا  باز می گردد.
آنچه که مایلیم بگوییم این است که... "طبقات بالا" (عبارتی) که بلاسم آنرا بکار می برد، چشم انداز وسیعی دارد، با این حال شما برای ارتباط با، روح، (روح راهنما)، فرشتگان، موجودات نورانی و هر آنچه که مشتاق ارتباط با آن میباشید، نیازی به جستجوی راهی که شما را بسوی انها هدایت کند ندارید. فرض کنیم که افکار (سطح) شما به "طبقات بالا" قد بدهد... شاید هم به "اتاق نشیمن"، انرژی مربوط به آنجا، که فرد در اشتیاق اتصال به آن بوده است... بلافاصله از طریق برهم کنش با انرژی آن فرد، قابل احساس خواهد بود.
در برقراری تماس از راه دور با هر موجودی، خواه از زمین یا از هر جای دیگری، هرگز درنگی وجود ندارد. آیا گاهی شده است که نتوانید صدای شخص را از تلفن بوضوح بشنوید ... یا اینکه مزاحمی بر روی خط باشد؟ (در واقع) تماس برقرار است... اما به جهت مواج بودن انرژی... و یا عدم آن... گاهی تماس آنطوری که مطلوب شما است برقرار نمی گردد.
آنچه که ما آرزومندیم تا شما به آن آگاه باشید این است که تمامی اندیشه های (شما)، (از سوی ما) حس شده اند.
خیلی ها از ایجاد ارتباط با ما مایوس شده اند. ارتباط با ما تنها از طریق اندیشه امکانپذیر می باشد.
می فهمم... اما هنوز هم احساس یاس با کسانی که نتوانسته اند دریافتی داشته باشند، باقی است.
آنها صرفا با این (روشهای) پیشنهادی که بیشترشان نیز مشابه هستند، می توانند احساس یاس را پس بزنند و به این ترتیب عبور از خط، رخ خواهد داد.
ممکن است راجع به "عبور از خط" بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان کدام قسمت از گفته هایتان است؟
این مفهوم که روحهای زمینی تلاش میکنند ارتباط برقرار سازند... و اگر پاسخی عایدشان نشود، اعتماد به نفس خود را از دست می دهند. چون استدلال آنها اینگونه است... (از خود) می پرسند که آیا این گمان خودشان بوده... یا از جای دیگری تلقین شده است؟
برای کسانی که احساس نیاز به ایجاد ارتباط با عوالم دیگر می کنند... واقعا این مصلحت در الویت قرار دارد که بجز عشقی که از سایر موجودات بسوی آنها روانه می گردد، توقع دیگری نداشته باشند. همانطور که می دانید... حقیقتا تجربه عشق حقیقی به هر فرم آن، بسیار تاثیر گذارتر از آن است که در قالب کلام یا عبارتی بگنجد. چرا که اگر ما پذیرای عشق ارسالی باشیم... حجم عظیمی از انرژی ... و آگاهی... همراه با آن موج خروشان عشق، دریافت می گردد.
همه روحها، جزیی از یک کل می باشند. ما همه، یکی هستیم. بنابراین، فرد نمی تواند با "دیگران" ارتباط برقرار نماید... زیرا آنها، "دیگران" هستند. (در واقع دیگرانی وجود ندارد، همه یکی هستیم)
اتصال برقرار است... یک موطن پیدایش(که همه از آنجاییم)... که همه ما را بهم پیوند می دهد. ما همگی، بخشی از آن موطن می باشیم. هیچ موجود زنده ای نیست که از سیاره شما یا هر جای دیگری، به "کسی" وصل نباشد... که (در واقع آن کس) "تو" هستی.
از کسانی که بخاطر (عدم توانایی در) گفتگو با ما یا دیگران سرخورده هستند... عاجزانه درخواست می کنیم که این یاس را کنار بگذارند. زیرا آنچه را که شما در تلاش برای نائل شدن به آن هستید، سود چندانی ندارد.
آیا موضوع اصلی، صرفا گفتگوی مستقیم با ما است؟ همه شما باید آگاه باشید که ما با روح درونتان، گفتگو می کنیم. ارتباط با "خود برتر" فرد، بسیار سودمندتر است... چرا که اینگونه، به هر طریق، شما "با همه ما" در ارتباط خواهید بود.
به این ترتیب شاید بتوانیم به شواهدی بر آن دست یابم. ما به مفهوم مدیتیشن و تنفس پی بردیم... آیا می توانید روش دیگری را پیشنهاد نمایید که شخص، بدون یکجا نشستن، بتواند احساس واقعی از داشتن تماس با آن بخش از خود برترش داشته باشد؟
هدف نخست، همین است... و انگیزه ای که در پس این عمل نهفته است.
سوال شما این است که آیا نیت دیگری در پس بهبود وضع ظاهر زمینی روح (جسم خاکی) وجود دارد؟ شما متعجب خواهید شد.
منظورتان چیست؟
این که کسانی هستند... که هدفشان از ایجاد ارتباط، نفع شخصی می باشد، از طریقی که برای (خود) برترشان مفید نمیباشد.
واقعا؟ من فکر می کردم که آنها ارتباط کمی داشته باشند... و این دسته (افراد) در جای دیگری بدنبال آن باشند. مطمئنا، خود برتر، قدرتی عظیم و (همان) عشق می باشد که نمی توان چیزی مفیدتر از آن برای روح، پیشنهاد نمود. بنابراین من هیچ نفعی برای کسی که به نوعی قصد ایجاد ارتباط دارد، آنهم به روشی که به صلاح خود و دیگران نمی باشد، نمی بینم.
ما نگفتیم که آنها پاسخی را که مایلند، دریافت می کنند. زیرا عشق، همانا والاترین بخش روح می باشد.
ارواح بسیاری هستند که هنوز در هیچ طریقی به گشایش، آنچنان که موجودات روشن ضمیر هستند، نائل نشده اند (روشن ضمیر نشده اند). بنابراین شگفت زده خواهید شد از اینکه آنها به چه جایگاهی و چگونه می خواهند دست یابند.
بیایید روشنتر... ادمه دهیم. بین خود برتر و ظاهر زمینی، هیچ قطع ارتباطی امکانپذیر نیست. گاهی ممکن است که شبیح آن بنظر برسد، با این حال این ریسمان ناگسستنی است... تا اینکه فرد، خیمه زمینی خود یعنی کالبد فیزیکی را که منزلگاه روح می باشد، ترک گوید. پس از آن ارتباط زمینی قطع گردیده و فرد بطور خودکار با خود حقیقی خویش در تماس خواهد بود. آگاهی حقیقی خویش.
ایده خوبی است... پس از چند تنفس عمیق، چند بار با خود بگوییم... "من می دانم کی هستم! من می دانم کی هستم!"
همچنین... هنگامی که در حال مدیتیشن هستید... و در وضعیت "هیچ کجا" و "هیچ چیز" جویای خویش هستید، علاوه بر آرامش و زدوده شدن تیرگی ها... عمیق ترین ارتباط نیز ایجاد می گردد. بی آنکه عبارتی شنیده شود، گفتگو صورت می گیرد، به واضحترین شکل.
به همین دلیل است که ما مرتبا اهمیت "زمان سکوت" (مدیتیشن) را به شما خاطر نشان می کنیم.  البته مناسب ترین زمان برای انجام آن .... زمانی  است که خودتان مناسب بدانید. با این حال پیشنهاد ما، هنگام طلوع آفتاب و غروب آفتاب می باشد.
هنگامی که تماس بصورت قلب به قلب باشد، عمیق ترین ارتباط برقرار می گردد. ما به "گفتگوی قلبی" علاقه مندیم. احساس آن که در قالب کلام نمی گنجد، از هر چیزی گرانبها تر است. هنگامی که قلب شما تمامی عشق درون خود را بیرون بریزد... با یک جریان ثابت به سوی همه.... (به سوی) هر چیزی... آنگاه است که به خود اجازه داداه اید که در عشق بسر برید. به این ترتیب شما، تماس واقعی را با ما.... با روح راهنما... و با همه موجودات، احساس خواهید نمود.

برای ما دشوار است که آنرا در قالب کلمات ادا کنیم! با این حال تلاش خود را می کنیم.
هنگامی که در این "قلمرو" بسر می برید... هنگامی که در بالاترین قسمت عالم بسر می برید... هنگامی که "سرشار از لذت" و "انرژی شادی" هستید... هنگامی که از شگفتی های موجودات زنده آگاه هستید، آن تجلی خود حقیقی شما است (در حالت مدیتیشن).
در آن هنگام شما به معنی واقعی کلمه می توانید احساس کنید که با همه در ارتباط هستید.
بنابراین، ما بدنبال نا امید کردن شما نیستیم، اما مایلیم بگوییم که برای شما به مراتب بهتر است که در پی شادی و شناخت خویش باشید... تا اینکه بدنبال ارتباط با ما یا همنوعان ما باشید.
در خصوص (روحهای) راهنما و فرشتگان... باید بدانید که هر یک از شما تعداد زیادی از آنها را دارید. چون آنها صرفا مانند جغجغه سرو صدا ندارند، به این مفهوم نیست که حضور ندارند.
تنها با یک "سلام" گفتن ساده به آنها... ارتباط برقرار می گردد.
دلسرد نباشید، زیرا برخی از مردم قادر به گفتگو یا اخذ نشانه یا دیدن دوستان راهنمای (روحی) خود هستند. این دلیل بر آن نیست که آنها اشخاصی "معنوی تر" از شما هستند. هیچ کس از دیگری معنوی تر نیست، چرا که درنهایت، همه شما روح هستید.
آنها به سادگی از این مسئله آگاهند که این انتخاب خودشان بوده که هر گاه  می توانند به کمک و راهنمایی شما بپردازند. هرگاه به ذهن شما یک ایده زیرکانه خطور کند... یا یک عمل خاص هدایت شده از شما سربزند، از کجا می دانید که این کار خود شما بوده؟ شاید کار یاری دهندگان و دستیاران شما بوده.
عزیزترینان... موضوع اصلی واقعا این نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که شما شادی را بیابید.
همه شما در جستجوی شادی هستید... هنگامی که آنرا بیابید... یافتن حقیقی... منظور ما الان یا بعدا نیست... بلکه یک شادی پایدار... آنگاه شما در تماس با مهمترین موجود خواهید بود. خودتان... و شما کی هستید؟ همه!
سپاسگزارم دوستان من. چقدر شما متبرک هستید. امروز به هیچ وجه قطع ارتباط نداشتیم!!!
بیایید تمام نگرانی ها را کنار گذاشته و آنها را به سوی بالاترین درک از عشق سوق دهیم. به نگرانی ها و ترسها در زندگی روزمره خود فرصت حضور ندهید. آنها هیچ جایگاهی ندارند و صرفا بدنبال مشوش کردن شما هستند.
وقتی شما از این آگاه باشید که اینجایید تا خودتان را ابراز نمایید... خود حقیقی تان را... آنگاه خواهید دانست که این وظیفه شما است... خودتان به تنهایی... بهترین باشید تا آنجا که می توانید.
به همین نظور اینجا هستید... عشق باشید، آنچنان که هستید.
این انتخاب خودتان بوده... به شما گفته نشده... خودتان درخواست نمودید... زیرا می دانستید که اعتبار لازم برای کسب این موقعیت را داشتید.
عشق باشید، آنچنان که هستید... خالص و ساده... شما در حال انجام کاری هستید که به خاطر آن به اینجا آمدید... عوض کردن دنیا.
و همچنان آنرا انجام می دهید.
دوستتان داریم.


مترجم: سعید


  
Website: Blossom Goodchild

Translator: Saead

2012


با زیر نویس فارسی Click the video button CC to choose your language subtitles